تبليغاتX
آساره زله - تفنگ
شعر
 

آن شب که تفنگ خسته شد در مشتم

غلتید به روی ماشه اش انگشتم

چون عاقبت نبرد بی فایده بود

همسنگر بی باک خودم را کشتم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 21:17  توسط روح الله محمدی   | 

امروز:

ساعت:

افراد آنلاين:

کل بازديد ها:


Power By:(-_-)شيرينک دات کام