عظمت در نگاه رمزآلود دخترانی است
که گم شدهاند
در هیاهوی هزارتوی سیاه چادر
در پریشانی بره های بیمادر
در سراسیمگی آغلها و پرچینها
در تاریکی و نمناکی طویلهها
و تاب میخورند
در خیالبافی دعای گشایش بخت
و آرزوی مقدس شانه و سرخاب و سرمه
آه، که دختران ایلیاتی عشیره من
فرصت عاشق شدن نداشتند
باسینههای بیفاتح
از گردنههای سخت گذشتند
تا در شبی رویایی
باکرگی آغوششان را
به تنپوش ناشناس شوهرانشان بخشیدند
با فرداهای زنانگی و مادرانگی
بی هیچ تکلم و ادعایی
آه که عشق را فقط در کوهپایههای زاگرس باید جست
عشق
عشق زاگرسی
عشق بیشبیه
عشق صخرهای.
|