تبليغاتX
آساره زله
شعر

کاش خدا پدر داشت
تا دردهایم را به او می‌گفتم
آخر بچه ها از پدرهای‌شان حرف شنوی دارند

.......                     

به جهنم که تو از مست بدت می‌آید
از شب و کوچه‌ی بن‌بست بدت می‌آید

لایق دست ترک‌خورده‌ی بی‌احساسی
تو که از گرمی این دست بدت می‌آید

مثل یک زنگ در خانه‌ی خواب آلوده
از نوازش‌گری شست بدت می‌آید

این بدم بدم بدم‌ها بخورد توی سرت
تو که از هر چه که خوب است بدت می‌آید

عشق من لحظه‌ی مستی و بد و بیراهی است
به جهنم که تو از مست بدت می‌آید 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 15:3  توسط روح الله محمدی   | 

امروز:

ساعت:

افراد آنلاين:

کل بازديد ها:


Power By:(-_-)شيرينک دات کام